شب و روزم به تو مشغول شد و از خود گذشتم !
نرسیدن ، مقصدم بود و در این راه ، من از حق هم گذشتم !
خواب من ، کابوس بیداری من بود !
شب به شب ، در فکر تو ، خواب ز چشمم ، می ربودم !
عشق را معنا نکردم ؛ جز به تو خود را رساندن !
عشق را هرگز چشیدن ؛ در مقام خود ندیدم !
با همه نامهربانی ها ، به دنبالت دویدم !
تا سر انجام ، من عاشق ، یه روزی ، از خود تو هم گذشتم !
امروز ، با 2 فقره از عمرانیون TJ ( سناتور امین و بهنام ) عزم نمایشگاه بین المللی ساختمان کردیم !
ساعت 3 به نمایشگاه رسیدیم !
پناه بر خدا ...
مطمئنید درست آمده ایم ؟ اینجا نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان است ؟!!!!
آری ؛ درست آمده اید !
پس این بچه ها این جا چه می کنند؟ این دست فروش ها و دوره گرد ها چه میگویند ؟
باور کنید چشمان من از سلامت کامل برخوردارند !!!!!!
شرت ، جوراب ، تسبیح ، عطر و ادکلن ، طلا و جواهرات ، پاسور ، مجسمه ، روسری ، پیراهن و تی شرت مردانه ، لباس زیر ... !
خوب ، اینجا بیرون نمایشگاه است ! طبیعیست !
وارد نمایشگاه می شویم !
کف زمین پر از کاغذ و زباله است ! هر چه بروشور و نقشه و کاغذ پخش کرده بودند ، کف زمین پخش شده است !
فرهنگ غنی اسلامی - ایرانی کجاست ؟
تعداد بی شماری بچه در حال بازی کردن هستند !
جوانانی غیور ، از نوع مسلمان ایرانی ، در حال استعمال مواد دخنی (!) (همان دخانیات ! – سیگار و قلیان ) در جنب درب ورودی نمایشگاه هستند !
تعداد بی شماری خانواده ، روی چمن ها زیلو و حصیر پهن کرده اند و در حالی که برای خود منقل کوچکی را دست و پا کرده اند و احتمالا جوجه ای به دندان کشیده اند در حال طی مراحل هضم از قبیل خوردن چای و شکستن تخمه ، بازی کردن منچ و دبرنا ، شوخی و خنده با صدای بلند و ... هستند !
در سوی دیگر ، غرفه های متعدد فست فود ، بستنی ، چیپس ، تخمه و ... وجود دارد که به شدت مورد استقبال حاضرین در نمایشگاه قرار گرفته اند !
ا ِ ...
آن طرف را نگاه کنید گویی نمایشگاه ، آن جا بر پاست !
کجا ؟
آن جا دیگر ! انگشت مرا ببینید !
اَه ... بدوید !
وارد سالن 26 ، غرفه ی منتخبین نمایشگاه ، می شویم !
مردم ما همیشه طالب علم و فناوری بوده اند ! همیشه این را ثابت کرده اند به خصوص در ایام نمایشگاه ها !
چندین غرفه را نظاره می کنیم و بعد از جمع آوری 2 – 3 وانت بروشور از درب دیگری خارج می شویم !
اَه ... این جا را ببینید !
انواع و اقسام مدل مو ، پیراهن و تی شرت و شلوار ! مانتو ! روسری ! و ...
کفش های پاشنه بلند !
به راستی کاربرد این کفشای پاشنه بلند ، کجاست ؟
همه جا ؟ یا فقط در مهمانی های رسمی ؟ !
بی زحمت دهانتان را ببندید ! شما چه میدانید کفش پاشنه بلند چییست ؟
ببخشید ! غلط کردم !
ژانگولر بازی های ، انبوه بازدیدکنندگان محترم و متخصص ، ما را هم بر آن داشت تا دست کم ، عکسی به رسم یادبود بگیریم !

خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو ؟؟؟؟؟؟
و اینچنین بود که ما تازه فهمیدیم ...
فهمیدیم نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان هم ، به سان نمایشگاه بین المللی کتاب و سایر نمایشگاه های بین المللی ، در واقع واژگانی هم ارز همان پیک نیک هستند که معادل سازی شده اند ، با این تفاوت که در این مکان های ارزشی ، عده ای هم به کاری خاص ! ( مثلا در نمایشگاه بین المللی کتاب ، به فروش و نمایش کتاب ! ) مشغولند !
و اینگونه بود که ما توانستیم اطلاعات خویش را در زمینه ی صنعت ساختمان ، به یک باره ، چند برابر کنیم !
پی نوشت : کمتر سوال بفرمایید ! سمت راستی خودمم ، سمت چپی بهنام ، سناتورم پشت دوربینه !
ممکن است برای بسیاری از کسانی که تاریخ اسلام را مطالعه می کنند ، این سوال پیش بیاید که آیا نتایج درخشانی که از این نهضت به دست آمده ، جز پاره ای از لشکر کشی ها و فتوحات و ایجاد یک امپراتوری بزرگ – که پس از چند قرن ، آن هم متلاشی گردید ! – چه بود ؟ و فرق نهضت اسلامی با سایر نهضت های سیاسی و نظامی تاریخ که به پیروزی های مشابهی رسیدند و حتی فتوحات بیشتری کردند چیست ؟ به خصوص که می بینیم نهضت اسلام ، از همان مرحله ی اول دچار اختلافات سیاسی شد و از مسیر اصلی خود منحرف گردید و پیشوایان واقعی اسلام نیز خود به این نکته معترف بوده اند !
پس اسلام چه کرده ؟ و از آن همه فداکاری ها و مبارزات پیامبر و یاران خداپرست و دلیرش چه نتیجه ای گرفته شده است ؟ اگر فتوحاتی داشته با آن دیدی که ما به دین می نگریم ، حائز اهمیتی نیست ، به خصوص که اغلب این فتوحات به دست سلاطین بنی عباس و بنی امیه و امثال آنان صورت گرفته است و ارتباط واقعی و مستقیمی با حقیقت اسلام نداشته است !
این قضاوت از این جهت تا حدی صحیح است و کشورگشایی و فتوحات نظامی و قدرت امپراتوری اسلامی را نباید هدف اساسی اسلام تصور کنیم و نه از نتایج بزرگ این نهضت بدانیم . اگر با آن دیدی که باید به دین بنگریم به اسلام نگاه کنیم ، این مشکل نه تنها حل خواهد گردید ، بلکه از نتایج درخشان و پیشرفت و پیروزی های اسلام در شگفت خواهیم ماند !
دین ، تنها ، عاملیست که وظیفه دارد در شاهراه تکامل کلی خلقت ، بشر را نیز وادار به ترقی و تکامل کند و همانگونه که عللی موجب گشته تا جماد به نبات و نبات به حیوان و حیوان به انسان ارتقا پیدا کند ، دین نیز علتی است که این داستان شگفت انگیز خلقت را دنبال می کند و انسان را نیز به سوی سر منزلی که می باید بدان برسد می کشاند و روح او را به قله ها ی رفیع عرفان و انسانیت پرواز می دهد و حتی از این وادی نیز بالاتر رفته ، مکان و زمان را زیر پایش می نهد !
پس می توان چنین تعبیر کرد که دین محرک انسان برای طی نردبان تکامل است و به عبارتی دیگر دین کارخانه ایست که در آن جا انسان واقعی ساخته می شود و ما نیز از دین نباید جز این انتظار دیگری داشته باشیم !
حال باید دید که آیا اسلام توانسته است در این راه توفیق حاصل کند و نمونه هایی از ساخته های خود را در بازار بشریت عرضه بدارد یا خیر ؟
برای تحقیق در این موضوع با کمال تعجب ، باید همراه تاریخ به سراغ بعضی از مردان و زنانی که از میان توده ی گمنام و بندگان و بردگان مظلوم و از پا افتاده برخاسته اند رفت ؛ یعنی به سراغ همان کسانی که تاریخ همیشه از ثبت نام آن ها عار داشته ، اغلب در برابر کاخ های مجلل سلاطین و در میدان های جنگ و در پیشگاه خداوند زر ، زانو می زده اند ولی این بار می بینیم که همین تاریخ اشرافی پرست و خود پسند به چادر های کهنه و کوخ های ویران بردگان آفریقایی و پا برهنگان گمنام صحرای عربستان و افراد نا شناس و بی اهمیتی چون ابوذر ، مردی از قبیله ی غفار ، سلمان ، آواره ای از ایران ، و بلال ، برده ای ارزان قیمت ، می رود و ریز به ریز زندگی آنان را با حرص و ولع بسیاری ضبط می کند و با نهایت افتخار تقدیم نسل آینده ی انسانیت می دارد ! و همچنین باید تحقیق کرد چرا و از چه زمانی تاریخ درباری ، چنین فروتن و متواضع گردیده است !
برای دست یافتن به نتایجی که از نهضت اسلام عاید گردیده ، نباید به فتوحاتی که در آسیا و آفریقا و اراضی جنوب اروپا شده است ، نگریست بلکه به پیشرفت هایی که این نهضت در افکار و مغز و دل و جان گروه معدودی از پیروانش کرده است باید توجه نمود !
فتوحاتی که اسلام در وادی های پر پیچ و خم و صعب العبور ارواح این عده کرده است ، در نظر کسانی که برای حقیقت و انسانیت بیش از قدرت و سیطره ی نظامی و ظاهری ارزش قائلند ، وسیع تر ، حیرت آورتر و با اهمیت تر جلوه می نماید !
فتوحات اسلام در تاریخ کشورهایی مانند رم و ایران و در سرگذشت کشور گشایانی چون چنگیز و دارا و ناپلئون و امثال این بی مخان نامدار ! بی نظیر نیست ولی یک مرد گمنام بیابان نشین و نیمه وحشی مانند جنب بن جناده را ابوذر غفاری ساختن ، در هر مکتب و نهضتی کم نظیر است و اگر نتایج اسلام جز تربیت چهار ، پنج انسان همچون ابوذر و سلمان ، عمار و یاسر بلال و سمیه نمی بود کافی بود که عقل از پیروزی هایی که اسلام به دست آورده خیره ماند و به شگفت آید !
بی ربط نوشت : جدیدترین و آخرین اجرای دیوید گیلمور و راجر واترز ؛
این ۲ ، یه بار دیگه و این بار برای کمک به ملت مظلوم فلسطین (!) روی صحنه رفتند ! برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت دیوید گیلمور مراجعه کنید !
باران !
شیشه ی پنجره را باران شست .
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ ،
من درون ِ قفس ِ سرد ِ اتاقم دلتنگ .
می پرد مرغ نگاهم تا دور ،
وای ، باران ،
باران ،
پر مرغان نگاهم را شست .
پی نوشت : نمیدونم چرا ولی نظرات وبلاگم خود به خود حذف میشن ! ![]()
فکر کنم کم کم دارن در وبلاگم رو کاه گل میگیرن ! ![]()